بهانه ای برای کم خواندن

بهانه ای برای کم خواندن

دغدغه ی امروزم

نوشتن کار عجیبی ست. گاهی ایده ها در ذهنت لبریز شده و بر روی کاغذ سرازیر می‌شوند، گاهی هم آن قدر از فکر خالی هستی که برای نوشتن به خواندن متن های دیگران پناه می‌بری تا شاید جرقه ای زده شود و بتوانی بنویسی!

اما با تمام این عجیب بودنش همچنان برای من جذاب و چالش برانگیز است.

خوب می‌دانم که چرا بعضی از اوقات ایده کم می‌آورم و انگشتانم روی کیبورد از حرکت می‌ایستند.

کم می‌خوانم و این کم خواندن مجازاتش کم نوشتن است.

 البته که همین حالا مثل همیشه در ذهنم بهانه ای برای کم خواندن تراشیده شد و آن مشغله های زیاد و کارهای فراوان را باعث کم خواندنم دانستم. چقدر از این بهانه ها شرمسارم. یعنی ده دقیقه هم وقت ندارم؟

شما چی؟ شما هم از این درگیری ها در ذهنتان دارید و برای کم خواندن عذاب وجدان می‌گیرید؟

برایم بنویسید.

نقل قول روز

قصد انجام هر کاری دارید، همین حالا دست به کار شوید، شرایط هیچ وقت بر وفق مراد نیست.

دوریس لسینگ

عکس روز

آغاز و پایان

تجربه و خرد

زندگی و مرگ

همیشه دیدن این تضادهای زندگی در کنار هم برایم شگفت انگیز بوده است. خلق زیبایی متضادها نشان از هوش و ذکاوت خالق دارد.

من عاشق موسسه هایی هستم که کودکان را در کنار سالمندان بزرگ می‌کنند.

هم امید را به پیران هدیه می‌کنند و هم دانستن را به خردسالان.

هوشمندانه ست.

جرعه ای شعر بنوش!

از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم
تا پله‌ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود
گفتم دستان‌ات را به من بسپار
که زمان کهنه شود
و بایستد
دستان‌ات را به من سپردی
زمان کهنه شد و مُرد

احمدرضا احمدی

6 Comments

  1. پینگ بک یادداشت روز: 17 اسفند 99 - شاهین کلانتری | نویسندگی و توسعه فردی

  2. متن جالبی بود. جوری توش گفته بودی که منه 14 ساله هم فهمیدم و درکش کردم.
    اینجور متن هایی که برای همه به درد بخوره رو خیلی دوست دارم.
    مرسی ازت:)

    Belka

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *